به مناسبت دستگیری کبوتر نامه بر در شهرستان بوکان در 22 تیر ماه 1389
ای کبوتر نامه بر بوکانی! سلام بر رشادت و دلیری پروازت
ای کبوتری که به یاد هوای آزاد و فکر آزاد
بر فراز آسمان ماتمزده ی شهر زیرک پر گشودی
و پیام آشتی و آزادی ملتی رنجدیده از کرکوک و سلیمانیه و ارومیه و کرمانشاه و بورهان و دیاربکر و ایلام و ماکو و نقده و وان و ماردین و سنندج و قامیشلی و کامیاران را فریاد زدی
پر گشودی و با بالهای شهامت و غیرتت در سودای رسیدن به آرزوهای پیغمبر آشتی
آسمان شهر را صدا زدی
پرچم شرافت و بزرگواری مردمان این شهر و دیار را به اهتزاز درآوردی
افسوس که شب پرستان، دیگر بیش از این نخواستند پیام آشتی و صلح را
به پرواز درآوری و فضای این و مرز و بوم را آکنده از پروازهای پیام آورت سازی
به ناگاه با 22 شلیک و شکستن بالهای پرافتخارت پایینت کشیدند
و دادگاهی ات کردند و به اعدام محکومت کردند
مگر نمی دانستی که شب پرستان، سالهاست در این دیار در تاریکی چپاولشان لانه کرده اند
و از آفتاب و آسمان آبی و روشنایی صلح و آشتی بیزارند!!!!!
هر چند می دانم که از مرگ باکی نداشتی و بی پروا پر گشودی و پیامت را به
آفتاب روشن و آسمان آبی رساندی و رفتی
رفتی و از بلندای کرامت مژده ی آفتاب سرافرازی و سربلندی آوردی
و کبوتران آشتی را ندا زدی که بیایید لانه کنید در این سرزمین
که میهن و ووطن آزادیخواهانی ست که آسمان آبی را با پرواز کبوتران
دوست دارند، میهنی که آزادی پرندگانش هم با آزادی مردمانش گره خورده است
بیا و بنگر این سرزمین آتش و خون که چطور در تکاپوی خیزش دوباره است... .
قه لای سه ردار
